تبليغاتX
بانگ رحیل -

              مرثیه ای برای یک حماسه ۱

چه برسرحماسه ها می آوریم؟ همه را می گویم، مردم، رسانه ها، حاکمیت، هنرمندان، قلم بدستان و...

می خواهم قبل از آنکه وارد اصل ماجرا بشوم کمی بزنم جاده خاکی. ابتدای این هفته،لیگ برتربا قهرمانی پرسپولیس تمام شد. از این اتفاق عده ای خوشحال شدند و عده ای ناراحت اما نمی توان منکر این شد که توجه مردم به این خبر در این هفته از دیگر اخبار بیشتر بود.اصلا فوتبال پدیده غریبی است. مثلا صعود تیم ملی به جام جهانی را در نظر بگیرید،ازشمالی ترین نقطه تهران تا محروم ترین نقاط کشور،ازعوام ترین طیف های جامعه تا سیاست مداران و نخبگان به آن توجه می کنند وبرای آن دچار احساسات می شوند، جشن می گیرند، به خیابان ها می ریزند. حتی تا سالها گل خداداد به استرالیا در یادها می ماند و از آن بازی به عنوان حماسه ملبورن یاد می شود. مردم چنین پدیده هایی را دوست دارند چون احساس به آنها تحمیل نشده وخاستگاه و ریشه اش را مردمی می دانند.

بازهم وارد اصل بحث نمی شوم،سال 1370 یکی از آشنایان۲سفری به کره شمالی داشت. حضور وی در پایتخت این کشور مصادف شده بود با مراسم تجلیل از کشته شدگان جنگ، مقبره ها روی یک تپه زیبا ومجاوریک رودخانه قرار گرفته و درآن روز تمام مردم و حتی مسئولین شهرخود را موظف می دانند برای زیبایی آن مکان تلاش کنند، بطوریکه حتی سنگ های رودخانه را با برس تمیزمی کنند تا خزه هایشان گرفته شود. گریزی هم به هالیوود بزنیم :شما احتمالا اسم فیلم هایی چون نجات سربازرایان، پرل هاربر، متولد چهارم جولای و... را شنیده و یا یکی ازاین فیلم ها را دیده اید، فیلم هایی که به منظور تجلیل از قهرمانان امریکایی جنگ ها( بعبارت بهتر کشور گشایی ها)ساخته شده و کمک می کنند تا تاریخ پرخشونت و سیاه ارتش وسیاست و دیپلماسی امریکا، برای برای نسل های جدید آمریکا وحتی مردم دنیا زیبا جلوه کند.

از کره شمالی بگیرید، تا امریکا که به مدد امپراطوری رسانه ای خود از سربازان متجاوزش اسطوره می سازد، هر کدام به شکلی حکایت جنگ های خود را به بطن جامعه برده و مردمی کرده اند تا مردم حماسه ها را ازخود بدانند و برای نسل های بعدی حفظ کنند.

و اما اصل ماجرا: سوم خرداد، سالگردعملیات بیت المقدس و آزادسازی خرمشهر،این روزکه بنام روزمقاومت و پیروزی نامگذاری شده یکی از حماسه هایی است که باید درغالب های مختلف هنری ارائه شود تا برای نسل های بعدی ماندگار بماند. توجه داشته باشید که تا به امروز ماجرای سقوط خرمشهربدست دشمن و مقاومت جانانه مردم، در آثار مطرح سینمایی و تلویزیونی چون کیمیا، خاک سرخ ، دوئل و روز سوم به تصویر کشیده شده، اما از آن سو ابعاد بسیاری ازابعاد حماسه بی بدیل آزاد سازی خرمشهردرسوم خرداد 1361 ناگفته مانده و رسانه ملی هم هر سال در این ایام به پخش مکرر و چند باره نماهنگ " ممد نبودی ببینی " بسنده می کند.

ازطرفی بعضی ازمردم هم چنین مناسبت هایی را از خود نمی دانند گویی افتخارآفرینی هایی این چنین تنها به حاکمیت منتسب است، حال آنکه چون متولی اصلی حماسه های دفاع مقدس مردم بوده اند امروز نیز در راستای حفظ و بسط آن فرهنگ ناب این مردم هستند که باید فارغ از کاستی ها نقش آفرین اصلی باشند. ما برای فوتبال شادی می کنیم و به خیابان ها می ریزیم حتی اگر در تنگنا های اقتصادی و معیشتی توان خرید گوشت کیلو .... ریال را نداشته باشیم ، اما بدلیل همین تنگناها با حماسه ها واقعی خود قهرکرده وبرنج کیلوی .... ریال را بهانه راهپیمایی نرفتن می کنیم. حال دراین وانفسای بی توجهی مسئولین، رسانه ها و مردم چه برسرحماسه ها می آید؟ فراموشی، تحریف و... 


۱.پست بالا یادداشتی است که به قلم من در ستون محرمانه مستقیم هفته نامه جیم (ضمیمه پنچ شنبه های روزنامه خراسان) به مناسبت سوم خرداد چاپ شده است.

۲.در چند پست قبل (دلایلی برای حسادت به کره شمالی) منبع این خاطره را معرفی کردم و مفصلا به ماجرای این سفر پرداختم.

نوشته شده توسط در جمعه 3 خرداد1387 ساعت 19:48 | لینک ثابت |