تبليغاتX
بانگ رحیل

کاریکلماتور از دكتر محمد رضا پوريان

شباهت انسان به سيب:

ــ سقوط، سرنوشت سيب­هايي است كه به درخت سنگيني مي­كنند.

ــ درختِ سيبي كه شاخه­هاي پرباري داشته باشد، باعث نابودي خود مي­شود.

ــ شاخه­ي درخت سيب، به خاطر سنگيني ميوه­هاي خود مي­شكند.

ــ سيبِ به درخت چسبيده، به فرضيه­ي نيوتون دهن­كجي مي­كند.

ــ كرمِ سيب­ها، از درون خود آنهاست.

ــ سيب­ها مي­گويند: از ماست كه بر ماست.

 

کاریکلماتور از جفنگ

مرگ را به خاطر اين دوست دارم كه تمام قوم و خويشاوندان، دور هم جمع مي­شوند.

وقتي همسرم رانندگي مي­كند، من با مرگ دست و پنجه نرم مي­كنم.

نابينايان تنها كساني هستند كه مرگ را به چشم خود نمي­بينند.

ترمز زندگيم تا بريد، به دره­ي مرگ پرتاب شدم.

نوشته شده توسط در پنجشنبه 22 شهریور1386 ساعت 15:39 | لینک ثابت |

کاریکلماتور از پرويز شاپور

به عقيده­ي گيوتين، سر آدمي زياديست.

خودنويسم را از سياهي شب پر مي­كنم و از سپيدي صبح سخن مي­گويم.

بلبل مرتاض، روي گل خاردار مي­نشيند.

 

كاريكلماتور از يعقوب رشتچيان

عکس جوانيم را روی آينه چسبانده‌ام تا گذر زمان را نبينم.

مترسک رنجيده از کشاورز، با پرنده‌ها دست‌به‌يکی می‌کند

عاشق دلشکسته، تکه‌های دلش را از روی زمين جارو می‌کند....

با اين‌همه خون دلی که خورده‌ام، در شگفتم که چرا دراکولا نمی‌شوم.

ماهي­های آپارتمان‌نشين، در تنگ آب زندگی می‌کنند

ماهی، هيچگاه برای تعطيلات به کنار دريا نمی‌رود

نوشته شده توسط در پنجشنبه 11 مرداد1386 ساعت 14:16 | لینک ثابت |

رگ حوض را زدم فواره شد.

چراغ قوه در شب، فريادي از نور مي­كشد.

آسانسور پير، از نردبان بالا مي­رود.

آنقدر خواهم مرد تا مرگ پايان يابد
نوشته شده توسط در دوشنبه 1 مرداد1386 ساعت 2:18 | لینک ثابت |