خاطره باز الکاتراس
خیلی ها از من می پرسن که چه طوری مطالب خاطره بازی رو می نویسم و از کجام این همه خاطره جمع می کنم؟ راستش اصولاً من آدم خاطره بازیم اما فقط در مورد علائقم. الان هم دارم خاطره های سال های بعدمو می سازم. با سبک زندگی نسبتاً ثابتی که دارم و کارهایی که همیشه پایه انجامشون هستم. به طور مثال فقط از یک نوع خودکار استفاده می کنم بیک آبی! پایه یک جور روانویسم: نمدی سبز، برای خرید هر چیز از درت مکزیکی تا شلوار فقط به خیابون راهنمایی می رم. بین این همه فست فود با کلاس پایه یک جایه کوچیک و پلشتم یعنی "ساندویچ خوشمزه" (اسمش خوشمزه است اما واقعاض خوشمزه است، پر از پیاز جعفری) تو خیابون راهنمایی. عصرونه چیپس و ماست چکیده موسیردار می خورم، سریال هایی مثل فرندز، لاست، فرار از زندان، قهرمانان، فرینج و چگونه با مادرتان آشنا شدم؟ خاطرات سال های آتی من هستن. از صدای مانی رهنما به خصوص پر پروازش خوشم میاد. سبک و کاراکتر رضا یزدانی رو هم می پسندم و با محسن چاووشی هم حال می کنم.
اگه یک نفر خوب پایه خاطره بازی باشه می فهمه من بیشتر تاکیدم روی علائق دوران بچگی خودمه. هر چند سعی می کنم مطالب زیاد شخصی یا پسرونه نشه. بین کارگردان ها هم داریوش مهرجویی، فرهادی و مجیدی رو دوست دارم. خوراکم در شبانه روز مجلات ثابتیه که تقریباً شماره های زیادی از همش رو دارم. از ۱۲ سالگی دنیای ورزش و کیهان ورزشی می خوندم. بعدش کم کم رفتم تو کار هفته نامه های ده نمکی مثل دوکوهه، جبهه و... یک مدت هم با این که نخودی بودم هفته نامه پیام دانشجوی بسیجی (حشمت طبرزدی) رو می خوندم. تقریباً تمام شماره های پنجره، مثلث، همشهری جوان، ۲۴، فیلم نگار، همشهری داستان، سرنخ، ایراندخت و شهروند امروز خدابیامرز رو دارم و به عنوان سند تاریخی نگه داشتم و نصفیش رو هم نخوندم. فیلم دیدن با لپ تاپ به خصوص ساعت ۱۲ شب به بعد رو خیلی دوست دارم. سیگار هم که اصلاً نمی کشم چون نقاشیم خوب نیست، از سال ۸۲ مثل اسکروچ که پول جمع می کرد فیلم جمع می کنم و الان بیشتر از ۳هزار عنوان فیلم دارم که به زحمت ۱۵۰۰تاشو دیدم. اما بازم به شدت برای جمع کردن فیلم حرص می زنم. بعضی فیلم ها رو هم ۲۰ بار ۲۰ بار دیدم، مثل دزیره، اسپارتاکوس، کازابلانکا،گربه ای روی شیروانی داغ، در امتداد شب، شب های روشن و ... بیشتر کتاب های شهید مطهری، تقریباً ۱۴ جلد از صحیفه نور امام، آثار استاد صفایی، امیرخانی و... رو خوندم و نزدیک به ۱۰۰ عنوان کتاب در فضای دفاع مقدس دارم که این بار خوشبختانه همش رو خوندم. خوراکم کتاب های تاریخی سنگین و کپله که زندگی بزرگان هم در خلالش شرح داده شده! با اشعار قیصر امین پور حال می کنم و با اشعار یغما گلرویی چه چه می زنم. ژانر مورد علاقم وحشته و برخلاف نوع قلمم اطرافیان معتقدن آدم خسته ای هستم. بیشتر می خندونم تا بخندم.
کتاب ها، مجلات و فیلم هام تمام فضای خونه مون رو پر کرده و باهاشون عالمی داریم. از طبقه اول سینما قدس بیزارم و خلاصه با خودم خیلی حال می کنم چون این همه افاضات کردم که فکر می کنم باید برای دیگران جالب باشه در حالی که نیست. با این اوصاف سوژه های زیادی برای خاطره بازی های سال های بعد دارم! ایشالا به شرط حیات!
